اسطوره مجازی

Posts Tagged ‘شخصی

پیر

leave a comment »

پرسیده شه ازت «تا حالا نوزده‌ساله بودی؟!» وقتی که بیست ساله‌ای.

و سخت‌تر، وقنی، جوابی جز نه نداری..

Written by Masoud

اوت 3, 2010 at 12:53 ق.ظ.

نوشته شده در شخصی‌, عمومی

Tagged with

مرا به خاطر بسپار

leave a comment »

تیک می‌زنی و تو را به خاطر می‌سپارد. ساده. بی‌هیچ دردسری

آمدم ببینم این خراب‌شده‌ام هنوز وجود خارجی دارد که داشت مثل اینکه

Written by Masoud

مه 9, 2010 at 8:42 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌, عمومی

Tagged with

صبح بخیر

with 7 comments

صب تا دیدمش بهش گفتم امروز خیلی سر حالیا

+ نه بابا

– نه خیلی واقعاً سر حالی

به نیم ساعت نکشید؛ رفتیم سر کلاس؛ کنار هم نشسته بودیم؛ دستشو گذاشته بود پشت صندلیم؛ یه سرفه کرد، تق شونَش در رفت.

تا ظهر تو بیمارستان بودیم براش بیچاره

اینقده چش آدم شور باشه خوب؟ :))

Written by Masoud

دسامبر 8, 2009 at 12:10 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌, عمومی

Tagged with ,

روزهای خسته‌ی زمستانی

with 4 comments

روزها می‌گذرند؛ اینگونه که روز تولد مادرم، کنار بستر بیماری پدرش، هیچ جشنی نگرفتیم.

Written by Masoud

نوامبر 24, 2009 at 10:42 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌

Tagged with

گاله

with 4 comments

آقا از این آدمای دهن‌لقی که دهنشون رو هیچ چفت و وصلی نمی‌تونه ببنده در حد رئیس جمهور محبوب و مردمیمون بدم می‌آد. اه

آخه دِ لامصب وقتی یکی باهات یه حرفی رو می‌زنه باید بفهمی که اونو با تو می‌زنه نه با اونی که تو می‌خوای بعدن باهاش حرف بزنی! بفهم جانم. :|

Written by Masoud

اوت 8, 2009 at 2:17 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌

Tagged with

یادم آید روز باران

with 3 comments

آی دلم تنگ شده برا اون روزا که یه معلم بود و همه درسا. همشونا. همشون

Written by Masoud

مه 6, 2009 at 3:38 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌

Tagged with

ارتباط

with 5 comments

همیشه دوست دختر با دوستِ دختر فرق بوده

ایجوریم نیگام نکن

نبوده؟

Written by Masoud

مه 1, 2009 at 12:14 ق.ظ.

نوشته شده در شخصی‌

Tagged with