اسطوره مجازی

Archive for the ‘شخصی‌’ Category

پیر

leave a comment »

پرسیده شه ازت «تا حالا نوزده‌ساله بودی؟!» وقتی که بیست ساله‌ای.

و سخت‌تر، وقنی، جوابی جز نه نداری..

Advertisements

Written by Masoud

اوت 3, 2010 at 12:53 ق.ظ.

نوشته شده در شخصی‌, عمومی

Tagged with

مرا به خاطر بسپار

leave a comment »

تیک می‌زنی و تو را به خاطر می‌سپارد. ساده. بی‌هیچ دردسری

آمدم ببینم این خراب‌شده‌ام هنوز وجود خارجی دارد که داشت مثل اینکه

Written by Masoud

مه 9, 2010 at 8:42 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌, عمومی

Tagged with

این دو سه روز

with 3 comments

یه دور من می‌خوابم علیرضا بیداره؛ یه دور اون می‌خوابه من بیدارم. الان نوبت بیداری منه

درباره زمان‌بندی اینترنت‌گردی و خوش‌گذرونی دو نفره یک‌نفره بدون اعمال شاقه

پ.ن: بعد اگه اتفاقی دوتامون بیدار باشیم احتمالاً یا داریم حکم بازی می‌کنیم، یا سور!

Written by Masoud

فوریه 7, 2010 at 5:18 ق.ظ.

نوشته شده در شخصی‌

استادهایم

with 2 comments

استاده امروز گفت بچه‌ها یه تمرین می‌خوام بدم بهتون هرچی بیشتر باشه بهتره. هر نفر حداقل سیصدتا ایمیل ولید ایرانی جمع کنین و بیارین. هر کس بیشتر …

همینطور داشت حرف می‌زد دستم رو بلند کردم و گفت:

بیشتر بیاره یه نمره‌ی فوق‌العاده نسبت به بقیه بهش می‌دم. بله آقای میرزمانی؟

– استاد این کاری که می‌گین غیر قانونیه و خلاف قوانین پرایوسی‌ه. نمی‌شه من جمع کنم یک‌سری ایمیل رو بدون اجازشون وردارم بیارم بدم به شما که.

نخیر. اصلاً هم خلاف پرایوسی نیس. اصن پرایوسی یعنی چی؟ همون خودت بگو

– خوب یعنی من اجازه ندارم حقوق شخصی یک نفر رو نادیده بگیرم و حریم شخصیش رو بشکنم!

اصلاً این کار شکستن حریم شخصی کسی نیست

– استاد ولی هست. تشکیل همچین دیتابیسایی که می‌گین غیرقانونیه. ایران اینطوری نیست؟ یکی از کارایی که اسپمرا انجام می‌دن تشکبل همچین دیتابیساییه. ببینین استاد من شماره‌ی شما رو و ایمیلتون رو دارم، می‌تونم اینو همینطوری به یه کس دیگه‌ای بدم؟

استاد بعد مکس کوتاهی و یک نگاه عاقل اندر سفیه‌ای باز شروع کرد به حرف زدن و توجیه می‌کرد کارش رو. تا جایی که قاطی‌پاتی کرده بود و وسط ارائه دوستان یهو ازم پرسید اصلاً شما سیستم‌عاملی رو که ازش استفاده می‌کنین بابتش پول دادین؟ ندادین. پس توقع نداشته باشین وقتی خودتون کپی‌رایت رو رعایت نمی‌کنین بقیه هم برای محصول شما رعایت کنن. بعد ما بهت زده بهشون گفتیم که استاد بحث سر پرایوسی بود ولی خوب حالا چون ما یک کار اشتباهی رو انجام می‌دیم کار اشتباه دیگمون هم توجیه می‌شه؟

و خلاصه این استاد ارجمند احتمالاً یا می‌ندازتمون و یا بسیار نمره‌ی قابل توجهی رو ازمون کم خواهد کرد ان‌شاالله.

پ.ن: خوب خرِ نفهم، لال شو بشین سر کلاس، خفه‌خون بگیر، هیچی نگو، به حرف استادم گوش بده. والله به خدا.

پ.ن2: می‌خوام سیصدتا ایمیل شرکتا (از این اینفو ات فلان) رو براش ببرم تا هم تمرینم رو انجام داده باشم و هم در جرم اسپم‌های استادی شریک نشده باشم :ی

Written by Masoud

دسامبر 18, 2009 at 1:53 ب.ظ.

صبح بخیر

with 7 comments

صب تا دیدمش بهش گفتم امروز خیلی سر حالیا

+ نه بابا

– نه خیلی واقعاً سر حالی

به نیم ساعت نکشید؛ رفتیم سر کلاس؛ کنار هم نشسته بودیم؛ دستشو گذاشته بود پشت صندلیم؛ یه سرفه کرد، تق شونَش در رفت.

تا ظهر تو بیمارستان بودیم براش بیچاره

اینقده چش آدم شور باشه خوب؟ :))

Written by Masoud

دسامبر 8, 2009 at 12:10 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌, عمومی

Tagged with ,

روزهای خسته‌ی زمستانی

with 4 comments

روزها می‌گذرند؛ اینگونه که روز تولد مادرم، کنار بستر بیماری پدرش، هیچ جشنی نگرفتیم.

Written by Masoud

نوامبر 24, 2009 at 10:42 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌

Tagged with

گاله

with 4 comments

آقا از این آدمای دهن‌لقی که دهنشون رو هیچ چفت و وصلی نمی‌تونه ببنده در حد رئیس جمهور محبوب و مردمیمون بدم می‌آد. اه

آخه دِ لامصب وقتی یکی باهات یه حرفی رو می‌زنه باید بفهمی که اونو با تو می‌زنه نه با اونی که تو می‌خوای بعدن باهاش حرف بزنی! بفهم جانم. :|

Written by Masoud

اوت 8, 2009 at 2:17 ب.ظ.

نوشته شده در شخصی‌

Tagged with