اسطوره مجازی

دیانت عین سیاست و سیاست عین دیانت؟

with 6 comments


خیلی‌ها بودند که نظریه‌ی کوپرنیکوس را به سخره گرفتند. روزگاری آمد که کسی فهمیدش. تلاش‌ها کرد و به نتیجه‌ها رسید.

نتیجه‌های معقول.

از آن‌طرف، علم کلیسایی بود. مذهبی. دانشگاه دست کلیسا بود. بسیار هم محکم. مثل همین سیاست ما

بالاخره امروز ما می‌دانیم علم مذهبی نیست. علم علم است. اگر مذهب چیزی بگوید که علم نیز صحتش را بیان کند یا بالعکس، باز هم علم علم است.

اگر کسی را برای علمی که داشت بیانش می‌نمود آن روز از دین خارج شده و بدعت‌گذار خطاب کردند اشتباه کردند. اگر به خاطر اندیشه‌هایش مجازاتش کردند اشتباه کردند. می‌دانیم که راست می‌گفت؛ اما اگر دانشی غلط را هم حتی فریاد می‌زد و آن‌گونه زجرش می‌دادند باز هم اشتباه می‌کردند.

فردا را آنقدر دیر و دور نمی‌بینم

دین دین است و سیاست سیاست

Advertisements

Written by Masoud

نوامبر 7, 2009 در 10:50 ب.ظ.

نوشته شده در عمومی

Tagged with , ,

6 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. دین و سیاست یک رابطه تضاد و یک رابطه معطوف دارند.
    یعنی دین اسلام با سیاست های شیطانی و ماکیاولی مخالف است و دین اسلام با سیاستی موافق است که در آن نیرنگ نباشد. برای ادای این مطلب کافی است که به جملات امام علی علیه السلام مراجعه نموده و این که ایشان با مضمونی این چنین می فرمایند اگر قرار بود که دروغ یا نیرنگ را به کار ببرم از معاویه سیاستمدار بودم.
    ضمنا دین اسلام با دین مسیحیت را نباید مقایسه کرد. گر چه دین مسیحیت یک دین الهی است اما کتاب انجیل آنان دچار تحریف شده و حال کتاب قرآن دچار تحریف لفظی نشده. در مقایسه علمای دینی اسلام و مسیحیت نیز این گونه است روابط تنگاتنگ بین علمای اسلام و دانشمندان قابل چشم پوشی نیست مانند رابطه علامه محمد تقی جعفری و پرفسور حسابی.
    این صحیح است که دین اسلام باید از سیلست ماکیاولی جدا گردد اما صحیح نیست که دین اسلام از سیاستی متضاد با سیاست ماکیاولی جدا گردد.

    محمد حسن

    نوامبر 8, 2009 at 8:39 ق.ظ.

  2. سلام
    مثل هميشه تند!
    خواستم چيزهايي بنويسم، ديدم محمد حسن آن‌را نوشته.
    خلاصه‌اش را مي‌نويسم:
    – مقايسه‌ات اشتباه محض بود؛ گناه مسيحيت را پاي اسلام ننويس!
    – سياست دركنار ديانت، بهترين نوع حكومت‌داري‌ست؛ به شرط اين‌كه با حماقت و نيرنگ هم‌راه نشود؛ كه باز هم اين گناه اسلام نيست اگر عده‌اي اين‌ها را با هم مخلوط مي‌كنند!
    – سياست ما عين ديانت ماست، والسلام
    – ياعلي

    مهدي وفائي‌فرد

    نوامبر 8, 2009 at 3:10 ب.ظ.

  3. @محمد حسن
    مسئله اینجاست که سیاست سیاسته. شیطانی و غیر شیطانی هم نداره. می‌دونین وقتی می‌گیم یک جامعه سکولار و با دموکراسی کامل رو برتر می‌دونیم به این معنی هستش که علی‌مداری رو می‌زاریم کنار. اینکه بگیم یک علی هست که معصومه و از نهان و آشکار هم آگاهه و همون برترینه پس به همون گوش می‌دیم و هرچی گفت می‌کنیم رو دیگه نداریم هرچند اون علی آگاه‌ترین باشه.
    که البته ما دیگه الانه همچین چیز و کسی رو نداریم!
    در ضمن، اینکه می‌گم الان همچین کسی رو نداریم به این خاطر می‌گم که سیاست دینی لازمش اون یک‌نفر هستش.
    ولی فقیه رو هم معصوم نمی‌دونم. پس حال حاضر من نمی‌تونم یک جامعه‌ با مدیریت دین رو داشته باشم
    دوم اینکه تحلیف دین با تحلیف کتاب یکی نیست ولی نتیجه‌های مساوی رو در بر داره که البته تحلیف دین خیلی بدتر هم می‌تونه باشه. مسلمون‌ها قرآن رو تغییر ندادند ولی هرطور که بخوان اون رو تفسیر می‌کنن. اگر قبول ندارین می‌شه هزاران نمونه رو ذکر کرد. همین که هزاران فرقه و مدهب مختلف داریم خودش دلیل محکمی می‌تونه باشه
    توی متن گفتم؛ اگر ما یک مثالی داشته باشیم که دین و علم یم چیز رو بگن این دلیل نمی‌شه دین و علم عین هم باشن.
    دین راه زندگی کردنه. هرطور که دوست داری زندگی کن. ولی همونطور نمی‌تونی حکومت کنی

    Gerashi

    نوامبر 8, 2009 at 3:34 ب.ظ.

  4. @مهدی وفائی‌فرد
    گناه اون‌ها رو پای اسلام نمی‌نویسم. ولی همیشه دین همینطور حکومت کرده. حاکمان دینی ظالم‌تر از غیر دینی‌ها می‌شن. چون دین اعتقادیه و استفاده از اون به شدت راحت‌تره. در ضمن مقایسه نبود. مثال بود.
    مسئله اینه که شما اگر این شرط و شروط‌ها رو بخواین بزارین مدینه فاضله‌ای رو تجسم می‌کنین که اصلاً دست یافتنی نیست. می‌شه جامعه سکولاری رو هم با شرط و شروط داشت که بهترین نوع حکومت‌داری رو نتیجه بده :)
    سیاست شما عین دیانت شماست. اشتباه می‌کنید. فکر کنید. ببینید. :)

    Gerashi

    نوامبر 8, 2009 at 3:34 ب.ظ.

  5. با عرض سلام مجدد و با تشکر از پاسختان
    همانطور که خود شما در پاسختان فرموده اید که دین راه زندگی است پس سوال اینجا پیش می آید که:
    1. چگونه می توان احکام دین را که راه زندگی است در یک جامعه پیاده کرد؟
    راه حل اینجاست که باید یک حکومت دینی که خدا احکام و اصول آن را بیان کرده است ایجاد کرد.
    در زمان امام معصوم خود امام این کار را انجام می دهد که متاسفانه به غیر از امام علی و امام حسن دیگر ائمه مجال نیافتند.
    در زمان غیبت امام عصر آیا حکومت دینی رها می شود؟
    هیچ یک از علما جواب نفی نداده اند و فقط در نوع آن اختلاف نظر دارند.
    برای اثبات ولایت فقیه هم دلیل عقلی وجود دارد و هم دلیل نقلی
    ضمنا کسی مدعی آن نیست که ولی فقیه معصوم است بلکه ایشان یک فقیه جامع الشرایطی هستند که نزدیکترین فرد به امام معصوم از لحاظ علمی و مدیریت و… هستند.
    بنده هم در پاسخ هایم بیان کردم که تحریف لفظی در قرآن صورت نگرفته اما تحریف معنوی صورت گرفته.
    ضمنا ما در دین اسلام علمایی داریم که با استفاده از عقل و نقل از این دین دفاع می کنند که خرافات و… غیره وارد دین نشود.
    همانطور که یکی از ائمه می فرماید: این فقیهان دزهای مستحکم دین هستند.
    و ما در دین اسلام شاهد خرافاتی همچون کشتی گرفتن خدا را نداریم و این که خدا شکست بخورد.
    در تفاوت جامعه دینی و. سکولار باید این را بیان کرد که احکام در جامعه ی سکولار بر حسب پوزیتویسم است یعنی عرف تعیین می کند چه خوب است و چه بد است.
    اما در جامعه ی دینی طبق این که خدا بر هر چیزی آگاه است راه خیر و شر را به ما نشان می دهد و احکام از آن نشئت می گیرد.( به اصطلاح می گویند تقنین فقه)
    موفق باشید

    محمد حسن

    نوامبر 11, 2009 at 7:06 ب.ظ.

  6. در وبلاگم تکمیل کنید
    دانشجویان ایرانی در سرتاسر ایران

    محمد حسن

    نوامبر 22, 2009 at 11:15 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: