نوشتههای برچسب خورده با ‘اينترنت’
وبوصیتنامه
از آنجایی که در زندگیم جز خواب کار دیگری در دنیای واقعی انجام ندادم وجدانم راضی نشد به این همه خوبی پشت کنم و باز نامهای به عنوان وصیتنامه بنویسم. به همین دلیل بر آن شدم تا وبوصیتنامهام را همینجا منتشر کنم. از خوانندههای عزیز تقاضا دارم زمانی که آیندگان رسید و نورهای دیدگان کمسوی ما یکی پس از دیگری به جهان واقع قدم نهادند و در پی آن ایمیلی گزیدند آدرس این پستم را به ایمیل آنان بفرستند تا مطلع شوند چه خواستههایم بود.

انا لالله و انا الیه الراجعون
بسم رب اشهدا و صدیقین و گوگلات
از پروردگارم درخواست آمرزشم کنید و از ایشان عفو مرا طلب کنید که جز اشتراکگذاری و نیکی هیچ کار شری به سان هکرهای گرام نکردم و اصلا و ابدا در سر هم نگذراندم.
فرزندان و نویرههای ندیدهام چه عمداً و چه سهواً اگر اینهایی که مینویسم را جز در سرویسهای ایمیل لایو بخوانید حلالتان نمیکنم و هرکدامتان به محض اینکه پایتان به اینطرف رسید پدرتان را که خودم باشم در میآورم.
برایم گریه و زاری نکنید. آنقدر برای اشتراکهای بیحد و اندازهام گریانیدم دیگران را که حد و مرزی نداشت. شاید که اگر به این سن سر نهادم به نفرین و دعای آنان باشد.
برایم تا هفت روز قرآن بخوانید و تصویرش را ضبط نمایید و در اکانت یوتوبم وارد شوید و آنان را آپلود کنید تا شاید از این تصویرها هم لااقل یکبار از اکانت ما به بیرون تراوش کرده باشد انشاالله. البته پاسوردش را که ندارید من برای آن نیز اندیشدهام. در اکانت ایمیلم یک ایمیل از خودم به خودم رسیده که در آن شرح پیدا کردن ایمیل نوشته شده.
تعدادی از سرویسهای اینویتی ثبتنام کردهام که لیست همشان در ایمیلم و همچنین فرندفیدم هست. هیچوقت برای کسی دعوتنامه نفرستادم و پزش را دادم که من عضوم و چنان هرسشان دادم که حالشان جا آمد و ما نیز از این کارهای شیطانیمان خرسند شدیم. برای بهتر شدن وضع ما در دنیای باقی به وفور اینویت بفرستید تا شاید روحمان شاد شود. در ضمن پسورد این نیز در یکی از هزار توئیتهامان به صورت رمز نوشته شده. بروید زحمتش را بکشید و بیابیدش.
این فرشتگان آرزو به دل ماندند ما یکبار در توئیترمان نقلی از آنان بگوییم. یا از احوالاتشان. به نظر میرسد ایشان نمیتوانند اکانت بسازند و لحظه لحظه بگویند در چه حالند برای اینکه ایشان کمتر به ما سختبگیرند روزانه یک حدیث درباره فرشتگان نقل کنید شاید سرشان مثل دوران زندگی ما به توئیتها گرم شد و دست از سر ما برداشتند.
یادتان نرود من برای توئیترم زحمتها کشیدم. رکوردها زدم. خونجگرها خوردم. میخواهم همچنان اینجا آبدیت شود. پسوردش را در یکی از عکسهای خصوصی فلیکر جاسازی کردهام که به کمک نرمافزارهای بلاد کفری توان این را خواهید داشت که ببینیدشان. از آنجا پسورد را بگیریدش و لحظهای بگویید من اگر زنده بودم خدا رحمتم کند فلان کار را الان میکردم.
اپلیکیشنی خصوصی برای خودم با ریاضت زیاد ساختم تا بتوانم از آندنیا بدون اتصال به اینترنت فیسبوکم را چک کنم و ببینم این پدرسوختههای فرندمان هنوز هم نامردی میکنند و فرندهای ما را به فرندی میگزینند یا دست از سر آنان برداشتهاند. بیپدرها از ترس اینکه فرندمان را بگیرند فرند کم گزیدیم. خوب شد با فیسبوک زیاد انس نگرفتیم وگرنه دریایی از خون در فیسبوک به پا میکردیم. چه بیناموسبازیها که نمیکردند بیدینهای نامرد.
هنوز بعد مرگ هم عادت زیادهگوییمان را ترک نکردهایم. این اپلیکیشن بعد از مرگ ما به کار خواهد افتاد. حواستان باشد دشمنان ما و دشمنان فرندهای ما دستشان به سورس اپلیکیشن نیفتد که پدرمان را آنجا هم درخواهند آورد.
لینک فید خوشمزه ما در وبلاگمان هست. اگر خواستم از جایی از بهشت یا دوزخ یا کسی بگویم لینکش را آنجا میگذارم خودتان بروید ببینید و چک کنید.
اگر خدا ما را بخشید و فرشتگان ما را راهی بهشت کردند حتماً عکسهای حوری زیبا روی خودمان را در فلیکر میگذاریم تا حرستان بدهیم و هنر خدا و عکاسی خودمان را به رختان بکشیم.
اگر به خوابتان آمدم سریعاً رویایتان را به اشتراکی عظیم بگذارید.پیشنهاد میکنم یک اکانت وردپرس بسازید و همانجا بنویسیدش. اگر توانش را هم داشتید لحظههای رویایتان را نقاشی کنید و در دویانتارت قرار دهید این پیشنهاد دوم خیلی خوب است. کلاسش هم برای ما در آنجا بیشتر است ما وقت نمیکنیم هر شب بیایم کنار شما بنشینیم و کارهای دنیایی باطل را دوباره انجام دهیم. حوصلهمان هم نمیشود. مگر حوری چش است که به شمای سیاروی بنگریم و به خواب شما بیاییم! اگر حوری خانم حوس آدمهای دنیایی دیدن کرد شاید با هم آمدیم. البته نمیگزاریم دستتان به او برسد. خیالات ورتان ندارد. زحمتها کشیدیم تا به دستش آوردیم. میدانید برای اینکه فرشتگان او را خارج از نوبت به ما بدهند چند آیدی مومنان و مومنهها را دادیم چت کنند باهاشان؟
یادمان میآید زمانی که زنده بودیم لااقل باید روزانه سیصد چهارصد پست را در گوگل ریدرمان چک میکردیم. این کار خطیر را هم به شما میسپارم. پدرسوختهها خیال نکنید نمیفهمم که میخواهید همش را مارک آل از رید بزنید. گوگلریدر من سفارشیست. این گزینهاش را دادم حذف کردند که مطلب نخوانده نداشته باشید.
برای سوم و هفتم و چهلممان یک دیگ برنج بیشتر نپزید. بدهیدشان بگویید بین خودتان به اشتراک بگذارید. ما وسعمان بیشتر از این نیست.
برای سنگ قبرمان هم قبلاً یک طرح با تکنیک دارک آرت کار کردیم که خوب از آب در آمد فقط زمان وفات را ننوشتیم که آن را هم خودتان زحمتش را بکشید.
اجالتاً اگر خواستید سال هم بگیرید برایمان آبدیت باشید اگر یک سرویس وب دویی سهای چیزی آمد از آن استفاده کنید.
فعلاً چیز دیگری به ذهنمان نمیرسد اگر بود میدیمش دست یکی از این فرشتگان بیاورد بدهند به شما که البته یقین داریم امنترین و بهترین و پرسرعتترین سرویس همین ماوراییهایی که اطرافمان زیاد هم شدهاند است.
مثل اینکه پاسوردها هم گره خورد! باز کردن آنها نیز به عهدهی خودتان.
به فیسبوک و اعضایش قسم اگر به وصیت عمل نکردید به جنگ مایکروسافتتان میاندازم حالیتان شود یک من کرده چقدر ماست دارد!
چی؟ پدرمان را در آوردید بابا! چشم میدهیم. میدهیم! ول کن ما نیستند. شناسنامهمان را باطل نکنید بدهید دزدکی رای بدهند. خوب شد؟
بیست و سوم اسفندماه هزار و سیصد و هشتاد و شش (یک روز قبل از انتخابات دوره هشتم بود نهم بو چندم بود؟! همان خلاصه)
وسلام.
برای شادی روح گذشتگان،وبدوییها، سرویسدهندگان وب دو بالاخص آنها که مجاناً خدمات میدهند، گیکها، وبلاگنویسان درگذشته، اشتراکگذارندگان ایرانی، پدیدآورندهی اینترنت و درگذشتهی منظور و آمرزش ایشان نزد پروردگار رحمالله من یقراء الفاتحة مع الصلوات.
گل كوچيك مايكروسافت و گوگل
كي مسخره شده؟! من و شما يا ياهو؟!

مايكروسافت: ياهو بيا طرف ما. ما ميبريم. خودتم ميدوني. بيا اينور. بيا ديگه. كلي پولتم ميديم. همشم به تو پاس ميديم. باور كن!
گوگل: آخ. نشيمنگاهم سوخت.(اينو داد نزدنا!) ياهوووووووو. خر نشووووووو. تو باس بياي طرف ما. اونا توپ جمع كنت ميكنن بدبخت. بازيت نميدن. ميزنن تو سرت. مسخرت ميكنن. بيچاره گولت ميزنن. بيا طرف ما(!). اينوري بهتره. ببين ما چه بازيكنايي هستيم. عشق ورزي و اينا.
مايكروسافت: اي تخمه سگ. باز اين اومد وسط واق واق كردا! اصلاً گور باباي اين ياهو. به پامم بيفته نميزارم بياد بازي.
گوگل: اينطوريه؟ باشه پس ما هم نميخوايمش. اينطوري يارامون برابر نميشن مجبوريم يكيو بزاريم واسه تعويض. ياهو جونم شرمندها نميتونم بزارم بياي تو تيم. يعني چيزه… تيم مال خودته ولي خوب شرمنده ديگه.
ياهو: برين بابا حال ندارم. هيچكدومتون ارزش اينو ندارين كه من بيام تو تيمتون بازي كنم. عشقم اينه با خودم روپايي بزنم كيف كنم.
فقط نميدونم اون پشت پرده چه خبره كه دارن اينطوري منو شما رو به بازي ميگيرن و سرمونو گرم ميكنن! گوگل هم حرفايي ميزنهآ!. خوب بنده خدا اگه خريدن ياهو توسط مايكروسافت خلاف قوانين و از اينجور حرفاس خوب تو ديگه چرا پاتو گذاشتي ميخواي توي گناه شريك شي؟! واس همينه كه ميگم بو ميده اين قضيه.
شما چي ميگين؟!
آيندهي دنياي مجازي

وب 3!!!!
پيشبينيهاي بيلگيتس هر ساله شنوندههاي خودش رو متحير ميكنه. با اينكه چند نمونه از اون پيشبينيها درست از آب در نيومد اما گفتن اون حرفها براي شخص اول دنياي آيتي يك ترس و براي من يوزر يك جذابيت خاصي داشت. پيشبينيهاي امسال بيلگيتس بيشتر به سختافزارها مربوط ميشد. به سورفيس عزيز و دوس داشتني كه فعلاً همتايي نداره. من نميخوام در مورد پيشبينيهاي گيتس بنويسم. ميخوام به تقليد از اون در مورد آيندهي دنياي مجازي تفكراتم و احساساتم رو بيان كنم.
شايد زود باشه كه همچين پيشبيني رو بخوايم انجام بديم؛ اما فكر نميكنم چيزي باشه كه به طرفش نخوايم بريم.
اولين چيزي كه به ذهنم ميآد از اين كه اون وب چگونه خواهد بود اينه كه بين كامپيوتر و اينترنت و فضاي درون اونها فاصلهاي نخواهد بود. يعني همونطور كه قادرم اطلاعاتم رو درون كامپيوترم ذخيره كنم به همون سادگي و راحتي ميتونم اطلاعاتي رو توي فضاي اينترنتي ذخيره كنم.
دومين مسئله اينه كه مفهوم اشتراك گذاري ديگه از بين خواهد رفت!چطور؟
به اين صورت كه دو مفهوم نه چندان جديد اما گستردهتر يعني خصوصي و عمومي رواج پيدا خواهد كرد. يعني تموم فايلهاي من به گونهاي مديريت خواهند شد كه در web3 يا براي استفاده خودم يا افراد محدودي خواهد بود يا اينكه نه، براي عموم جهان قابل روئيت و استفاده هست.
مسئلهي سوم مسئلهي نرم افزارها هستش. نرم افزارهايي كه تحت وب بارگذاري ميشن و از اونها استفاده ميشه گستردهتر از ايني كه الان ميبينيم خواهد شد. به جرأت ميتونم بگم بيشتر نرمافزارهاي اينترنتي براي سرگرمي ساخته شدن! البته نه اونقدر سرگرمي ولي قابليت مانور چنداني رو ندارند. بيشتر نرمافزارهايي كه روي اينترنت قرار داده شدن(مثل فتوشاپ) براي انجام كارهاي محدودي هستش كه البته نرمافزار از روي يك نرمافزار دسكتاپ طراحي شده. يعني نرمافزار اول و اصلي براي دسكتاپ هستش. فكر ميكنم شركتهايي به وجود بيان كه نرمافزارهاشون فقط و فقط تحت وب اجرا بشن. با تمام امكانات. اينطوري مديريت بهتري هم براي نرمافزار و يوزرهاشون دارن.
وب 3 ما رو به اينترنت وابسته ميكنه. نه اين وابستگي كه الان من و شما براي استفاده از اون داريم. نه. منظور من اينه كه همه چي تحت وب خواهد شد. اگه بخوام كنسرت برم به جاي اينكه بخوام بليت بگيرم و توي اون جمعيت قرار بگيرم از منزلم يا از محل كارم(!) به موسيقي كه داره توي همون لحظه نواخته ميشه گوش بدم. توي اون جمعيت قرار بگيرم و بلند بلند داد بزنم (!) دادي كه همه ميشنون. البته هيچ وقت اون خاطره فراموش نخواهد شد چون فرياد من نوشته شده بود. حتي ميتونه صوتي باشه. محدوديتي نخواهد بود.

شايد خيلي اغراق باشه اما تا چند سال پيش ديدن و شنيدن صداي من جز براي افرادي كه كنار من بودن امكانپذير نبود. اگه توي اون زمان اين حرفها هم زده ميشد و پيشبيني شده بود توي فكر ما اينگونه بود كه اينها هيچ لذتي هم ندارند اما حالا ميبينيم ميليونها كاربر تصاويرشون رو توي يك فضايي مثل يوتوب قرار ميدن و از اينكه 1 ميليون بازديد از تصاويرشون داشتن لذت وصف نشدني ميبرن.
حالا كه خودم تصورش رو ميكنم ميبينم چنين چيزي امكان نداره! من دوس دارم با دوستام برم كنسرت و اونجا جار و جنجالي راه بندازم!(:دي) و اين برام خوشايندتره تا اينكه پشت كامپيوترم بشينم و آنلاين گوش بدم و ببينم! اما… اگه دوستام كنار من نبودن چي؟! اگه من دوست داشتم به يك كنسرت توي آمريكا و چند ثانيه بعد توي انگليس و چند دقيقه بعد توي ايران برم چي؟!
به نظر من تلويزيون ديگه معني نخواهد داشت. چون يك رسانهي يك طرفه هستش.
فكر ميكنم زيادي از مالتي مديا گفتم!
در ضمن… همهي اون چيزهايي رو كه بهش اشاره كردم كم و بيش همين الان وجود داره اما باز هم محدوديت درش هست و البته به اون گستردگي كه تصور ميكنم نيست پس هنوز به اون نقطه نرسيديم.
شما فكر ميكنيد آيندهي دنياي مجازي چطور خواهد بود؟!








![بابا[ی] بزرگ بابا[ی] بزرگ](http://farm3.staticflickr.com/2598/4159033850_38c03c62f7_t.jpg)