بایگانیِ دستهٔ ‘وب 2.0’
بالاترین
این مطلب را به بالاترین بفرستید
دستههای توئیتر
![]()
توئیتریا چند دستن
▀ یه دستن که اصولاً لیسینینگ میکنن کلاً
▀ یه سریم هسن که فقط عاشقن
▀ یه سری اصن فقط فرندفیدین. بس که کامنتای اونجاشونو میفرستن اینجاشون
▀ بعد یه سری هم هسن که دسه ندارن اصن اسمایلی واجآرایی
▀ بعد یکی هم داریم خودش اصن یه دستن. مازوکسه اسمش
▀ بعد یه سری اصولاً لینک میپرونن
▀ یه سریم به عنوان افزونهی افزایش آمار وبلاگ با گذاشتن لینک پستشون مستفیض میشن از این سرویس چندکاره
▀ لازم به ذکره که یه سری هم هسن که میگن وات آم آی دوینگ که اونقدر قلیلالتعدادن که اصن حساب نمیشن
▀ البته دستههای دیگهای هم هستن که نمیشه ذکر کرد کلاً
بعله
برترین نرمافزار و وبسایتها در 2008 میلادی از دید واکوپا
واکوپا (wakoopa) رو میشناسید؟ اگر بله برو به خط بعد درغیر اینصورت اگر اکانتش را ندارید برو اینجا و بعد برو اینجا در غیر اینصورت اینجا //کی میگه من درحال نوشتن الگوریتم این پست رو نوشتم؟ نخیر آقا
واکوپا هم برترینهایش را برای سال دو هزار و هشت میلادی اعلام کرد. صفحهی مربوط به آن اینجاست و میتوانید تمام اطلاعات را ببینید. خلاصهوار آمار ارائه شده را اینجا مینویسم.

Windows Application
به نظر میآید ما ترکرهایِ ویندوزیِ واکوپا اصولاً در اینترنت چرخ میزنیم. که البته در مورد بنده صدق میکند صد در صد. و اینکه وارکرافت در لیست تاپتنهای نرمافزارهای 2008 میباشد را نیز قابل تٱمل میدانم! یادآور میشوم که پنج عدد ( ویندوز اکسپلورر را فاکتور گرفتیم حالا) از محصولات مایکروسافت را در لیست ده نرمافزار پراستفاده کاربران در سال 2008 شاهدیم و جای بسی شادمانیست برای مای مایکروسافتفان و بیش از ما آن مایکروسافت جنایتکار و خبیث.
Web Page
موفقیت فیسبوک را بهشان تبریک عرض میکنم. فقط چرا یوتوب سوم؟ یعنی کاربران معظم وقت بیشتری برای ایمیل خواندن و دادن صرف میکنند تا ویدیو دیدن یا در گوگلریدر چیز میز خواندن؟ یا حتی فرندفید بازی یا عکس دیدن؟! واقعاً این قسمتش را نمیفهمم. اصلاً کلاً این آمار مربوط به وب خیلی عجیب شده. الان که فکر میکنم میبینم نه فقط آن قسمتش را که همهی نتیجه را نمیفهمم! ببخشید یعنی متوجه نمیشوم.
شما در این آمارها چه میبینید؟
ارتقای وردپرس.کام
از اینکه همینطوری شوخیشوخی خیلی آسوده نسخهی وردپرس ما نیز ارتقا مییابد خرسند و مسروریم.
به خودم و همهی وردپرسیهای داتکامی تبریک میگم.
هفتسین اینترنتی…
سفرهی سبز هفتایی ما نیز سینهایش را رو کرد.
ما که جز این دنیا جایی را نمیخواهیم همینجا سفره پهن میکنیم و این رسم دیرینه را باز برپا میکنیم و خود شادیکنان دورش مینشینیم.
همینجا نقل و آجیل میخوریم و همینجا عیددیدنی خواهیم رفت.
سفره را با دوستانم پهن کردیم.
عرفان. مازوکس. علی. پدرام. مریم…
یکی یکی سینهایش را جمع کردیم.
کنار همشان گذاشتیم.
این سینها مال آنهایست که دلشان اینجا و جسمشان در دنیای اصلیشان است!
من نیز یکی از آنهام.
اولین سین را عرفان داد.
Snarfer
مثل اینکه او از گوگلریدر استفاده نمیکند.
مهم نیست. مهم خود اوست.
مازوکس با دست پر آمد.
second life
Safari
Smiley
همه اینها پیشنهاد او بود.
تا حالا شده چهار سین.
علی skype رو پیشنهاد کرد
و اون رو هم روی سفره گذاشتیم.
پدرام هم spokeo رو به یاد ما آورد و آن را نیز روی سفره چیدیم.
مانده بود یک سین دیگر.
مریم Sonic stage را پیشنهاد داد و من هم SkyDrive.
فکر کردم اگر همه سینها به دنیای اینترنت مربوط باشد هفتسین قشنگتری خواهد بود. پس SkyDrive را نیز نشانیدیم و تا لحظهی تحویل سال همه چیز را آماده کردیم و این سفره تزیین شد. یادم رفت بگویم Smiley مازوکس را هم کنار گذاشتیم و جای آن stumbleupon رو قرار دادیم تا سفرهی اینترنتی نقصی نداشته باشه. تا رسیدن لحظه دوستداشتنی تحویل سال از همه اینها هر کس به قدر توان و علاقهاش استفاده کرد. همینطورم بعد از اون:دی
امیدواریم سالی خوب را با اینها بگذرانیم. سالی که جز یادگرفتن کاری نکنیم.

پ.ن: متاسفانه این سفره روز سوم فروردین آماده شد و نتوانستیم برای لحظهی تحویل سال آن را به وبلاگ ارسال کنیم. صبر کردیم تا سیزدهم برسد و آن را در روز آخر تعطیلات و جشنها در وبلاگ قرار دهیم.
پ.ن: این کار گروهی تماماً در توئیتر اتفاق افتاد.
پ.ن: آماده شده برای جشنواره نوروزی.
وبوصیتنامه
از آنجایی که در زندگیم جز خواب کار دیگری در دنیای واقعی انجام ندادم وجدانم راضی نشد به این همه خوبی پشت کنم و باز نامهای به عنوان وصیتنامه بنویسم. به همین دلیل بر آن شدم تا وبوصیتنامهام را همینجا منتشر کنم. از خوانندههای عزیز تقاضا دارم زمانی که آیندگان رسید و نورهای دیدگان کمسوی ما یکی پس از دیگری به جهان واقع قدم نهادند و در پی آن ایمیلی گزیدند آدرس این پستم را به ایمیل آنان بفرستند تا مطلع شوند چه خواستههایم بود.

انا لالله و انا الیه الراجعون
بسم رب اشهدا و صدیقین و گوگلات
از پروردگارم درخواست آمرزشم کنید و از ایشان عفو مرا طلب کنید که جز اشتراکگذاری و نیکی هیچ کار شری به سان هکرهای گرام نکردم و اصلا و ابدا در سر هم نگذراندم.
فرزندان و نویرههای ندیدهام چه عمداً و چه سهواً اگر اینهایی که مینویسم را جز در سرویسهای ایمیل لایو بخوانید حلالتان نمیکنم و هرکدامتان به محض اینکه پایتان به اینطرف رسید پدرتان را که خودم باشم در میآورم.
برایم گریه و زاری نکنید. آنقدر برای اشتراکهای بیحد و اندازهام گریانیدم دیگران را که حد و مرزی نداشت. شاید که اگر به این سن سر نهادم به نفرین و دعای آنان باشد.
برایم تا هفت روز قرآن بخوانید و تصویرش را ضبط نمایید و در اکانت یوتوبم وارد شوید و آنان را آپلود کنید تا شاید از این تصویرها هم لااقل یکبار از اکانت ما به بیرون تراوش کرده باشد انشاالله. البته پاسوردش را که ندارید من برای آن نیز اندیشدهام. در اکانت ایمیلم یک ایمیل از خودم به خودم رسیده که در آن شرح پیدا کردن ایمیل نوشته شده.
تعدادی از سرویسهای اینویتی ثبتنام کردهام که لیست همشان در ایمیلم و همچنین فرندفیدم هست. هیچوقت برای کسی دعوتنامه نفرستادم و پزش را دادم که من عضوم و چنان هرسشان دادم که حالشان جا آمد و ما نیز از این کارهای شیطانیمان خرسند شدیم. برای بهتر شدن وضع ما در دنیای باقی به وفور اینویت بفرستید تا شاید روحمان شاد شود. در ضمن پسورد این نیز در یکی از هزار توئیتهامان به صورت رمز نوشته شده. بروید زحمتش را بکشید و بیابیدش.
این فرشتگان آرزو به دل ماندند ما یکبار در توئیترمان نقلی از آنان بگوییم. یا از احوالاتشان. به نظر میرسد ایشان نمیتوانند اکانت بسازند و لحظه لحظه بگویند در چه حالند برای اینکه ایشان کمتر به ما سختبگیرند روزانه یک حدیث درباره فرشتگان نقل کنید شاید سرشان مثل دوران زندگی ما به توئیتها گرم شد و دست از سر ما برداشتند.
یادتان نرود من برای توئیترم زحمتها کشیدم. رکوردها زدم. خونجگرها خوردم. میخواهم همچنان اینجا آبدیت شود. پسوردش را در یکی از عکسهای خصوصی فلیکر جاسازی کردهام که به کمک نرمافزارهای بلاد کفری توان این را خواهید داشت که ببینیدشان. از آنجا پسورد را بگیریدش و لحظهای بگویید من اگر زنده بودم خدا رحمتم کند فلان کار را الان میکردم.
اپلیکیشنی خصوصی برای خودم با ریاضت زیاد ساختم تا بتوانم از آندنیا بدون اتصال به اینترنت فیسبوکم را چک کنم و ببینم این پدرسوختههای فرندمان هنوز هم نامردی میکنند و فرندهای ما را به فرندی میگزینند یا دست از سر آنان برداشتهاند. بیپدرها از ترس اینکه فرندمان را بگیرند فرند کم گزیدیم. خوب شد با فیسبوک زیاد انس نگرفتیم وگرنه دریایی از خون در فیسبوک به پا میکردیم. چه بیناموسبازیها که نمیکردند بیدینهای نامرد.
هنوز بعد مرگ هم عادت زیادهگوییمان را ترک نکردهایم. این اپلیکیشن بعد از مرگ ما به کار خواهد افتاد. حواستان باشد دشمنان ما و دشمنان فرندهای ما دستشان به سورس اپلیکیشن نیفتد که پدرمان را آنجا هم درخواهند آورد.
لینک فید خوشمزه ما در وبلاگمان هست. اگر خواستم از جایی از بهشت یا دوزخ یا کسی بگویم لینکش را آنجا میگذارم خودتان بروید ببینید و چک کنید.
اگر خدا ما را بخشید و فرشتگان ما را راهی بهشت کردند حتماً عکسهای حوری زیبا روی خودمان را در فلیکر میگذاریم تا حرستان بدهیم و هنر خدا و عکاسی خودمان را به رختان بکشیم.
اگر به خوابتان آمدم سریعاً رویایتان را به اشتراکی عظیم بگذارید.پیشنهاد میکنم یک اکانت وردپرس بسازید و همانجا بنویسیدش. اگر توانش را هم داشتید لحظههای رویایتان را نقاشی کنید و در دویانتارت قرار دهید این پیشنهاد دوم خیلی خوب است. کلاسش هم برای ما در آنجا بیشتر است ما وقت نمیکنیم هر شب بیایم کنار شما بنشینیم و کارهای دنیایی باطل را دوباره انجام دهیم. حوصلهمان هم نمیشود. مگر حوری چش است که به شمای سیاروی بنگریم و به خواب شما بیاییم! اگر حوری خانم حوس آدمهای دنیایی دیدن کرد شاید با هم آمدیم. البته نمیگزاریم دستتان به او برسد. خیالات ورتان ندارد. زحمتها کشیدیم تا به دستش آوردیم. میدانید برای اینکه فرشتگان او را خارج از نوبت به ما بدهند چند آیدی مومنان و مومنهها را دادیم چت کنند باهاشان؟
یادمان میآید زمانی که زنده بودیم لااقل باید روزانه سیصد چهارصد پست را در گوگل ریدرمان چک میکردیم. این کار خطیر را هم به شما میسپارم. پدرسوختهها خیال نکنید نمیفهمم که میخواهید همش را مارک آل از رید بزنید. گوگلریدر من سفارشیست. این گزینهاش را دادم حذف کردند که مطلب نخوانده نداشته باشید.
برای سوم و هفتم و چهلممان یک دیگ برنج بیشتر نپزید. بدهیدشان بگویید بین خودتان به اشتراک بگذارید. ما وسعمان بیشتر از این نیست.
برای سنگ قبرمان هم قبلاً یک طرح با تکنیک دارک آرت کار کردیم که خوب از آب در آمد فقط زمان وفات را ننوشتیم که آن را هم خودتان زحمتش را بکشید.
اجالتاً اگر خواستید سال هم بگیرید برایمان آبدیت باشید اگر یک سرویس وب دویی سهای چیزی آمد از آن استفاده کنید.
فعلاً چیز دیگری به ذهنمان نمیرسد اگر بود میدیمش دست یکی از این فرشتگان بیاورد بدهند به شما که البته یقین داریم امنترین و بهترین و پرسرعتترین سرویس همین ماوراییهایی که اطرافمان زیاد هم شدهاند است.
مثل اینکه پاسوردها هم گره خورد! باز کردن آنها نیز به عهدهی خودتان.
به فیسبوک و اعضایش قسم اگر به وصیت عمل نکردید به جنگ مایکروسافتتان میاندازم حالیتان شود یک من کرده چقدر ماست دارد!
چی؟ پدرمان را در آوردید بابا! چشم میدهیم. میدهیم! ول کن ما نیستند. شناسنامهمان را باطل نکنید بدهید دزدکی رای بدهند. خوب شد؟
بیست و سوم اسفندماه هزار و سیصد و هشتاد و شش (یک روز قبل از انتخابات دوره هشتم بود نهم بو چندم بود؟! همان خلاصه)
وسلام.
برای شادی روح گذشتگان،وبدوییها، سرویسدهندگان وب دو بالاخص آنها که مجاناً خدمات میدهند، گیکها، وبلاگنویسان درگذشته، اشتراکگذارندگان ایرانی، پدیدآورندهی اینترنت و درگذشتهی منظور و آمرزش ایشان نزد پروردگار رحمالله من یقراء الفاتحة مع الصلوات.
لالايي
- خدا كنه اين قرآن، اون قرآن سر نيزهي عمروعاص نباشه.
- از خواستار آزادي بودن بدم ميآد! طوري نشونش ميدن كه حد و مرز نداره! يعني نداره؟! شما بفرماييد ابتدا و انتهاي اين مهم كجاست و چيه و كيه؟
- هنوز نميفهمم يار كدومم! به قول دوست عزيز و شفيق «طرفدار حقيم» بد نميگه. حق را يافتيد سلام مرا براسنيدش.
- با يكي از دوستان درباره شخصي صحبت ميكرديم كه در حيطهي كامپيوتر فعاليت ميكردن و ادامه تحصيل دادن و حالا توي ناوهاي آمريكا دارن خدمات ميدن كه مطلب جالبي رو فرمودند در اين باره كه شنيدنش خالي از لطف نيست. اين دوست ايشون با يك عدد عراقي در حال حمل يك سرور بودند كه براي راهاندازي اون به جايي در حال حركت بودند. يك انگليسي پير اونها رو ميبينيه و با خندهاي پر از معنا نگاهشون ميكنه. ازشون ميپرسن دليل اين خندشون چيه. جواب ميدن: خاك بر سر آمريكا كه سرورهاشو دشمنانش براش راهاندازي ميكنن!
بدم نميگفت. چه كارهايي كه براي دشمنانمون نكرديم!
- 22 بهمن قلعه حيوانات رو دوباره خوندم. ميترسم همش براي دولت و ملت صدق كنه!
- به قول اونا » همه برابرند ولي بعضي برابرترند»
- تموم كردنش رو از كل داستان بيشتر دوست دارم. «حيوانات خارج، از خوك به آدم و از آدم به خوك و باز از خوك به آدم نگاه كردند ولي ديگر امكان نداشت يكي را از ديگري تميز دهند.»
- مسئلهي هستهاي ما هم شده قضيهي آسياب اونا. اينطور نيست؟!
- اين Beethoven هم عجب پدرسوختهاي بوده! خدا خيرش بده. دارم مث چي حال ميكنم.
- ميگن همكاري و اينا. ما هم كه سينه چاك دوستاني هستيم كه از ما بيشتر ميدونن پس ميگيم چشم. خسيس نيستيم كه. هستيم؟
پيشنهاد دادن twitter رو فراموش نكنين. بدم نميگن. چيز خيلي بامزهايه. اينم آدرس زر زدناي اضافي من: twitter.com/gerashi
- امشب بعد چند ماه نون مهوه (!) خوردم. خيلي چسبيد. روم نشد بگم بازم ميخوام به همون يه دونه نون بسنده كرديم و حالا از فحش دادن به خودم خسته شدم و دارم تمرين ميكنم كه دفعه بعد كه مامانم گفت:» يه دونه بسته يا بازم بيارم» با صداي بلند بگم: «يه دونه! بازم ميخواااااااااااااااام!»
- همين…!
آيندهي دنياي مجازي

وب 3!!!!
پيشبينيهاي بيلگيتس هر ساله شنوندههاي خودش رو متحير ميكنه. با اينكه چند نمونه از اون پيشبينيها درست از آب در نيومد اما گفتن اون حرفها براي شخص اول دنياي آيتي يك ترس و براي من يوزر يك جذابيت خاصي داشت. پيشبينيهاي امسال بيلگيتس بيشتر به سختافزارها مربوط ميشد. به سورفيس عزيز و دوس داشتني كه فعلاً همتايي نداره. من نميخوام در مورد پيشبينيهاي گيتس بنويسم. ميخوام به تقليد از اون در مورد آيندهي دنياي مجازي تفكراتم و احساساتم رو بيان كنم.
شايد زود باشه كه همچين پيشبيني رو بخوايم انجام بديم؛ اما فكر نميكنم چيزي باشه كه به طرفش نخوايم بريم.
اولين چيزي كه به ذهنم ميآد از اين كه اون وب چگونه خواهد بود اينه كه بين كامپيوتر و اينترنت و فضاي درون اونها فاصلهاي نخواهد بود. يعني همونطور كه قادرم اطلاعاتم رو درون كامپيوترم ذخيره كنم به همون سادگي و راحتي ميتونم اطلاعاتي رو توي فضاي اينترنتي ذخيره كنم.
دومين مسئله اينه كه مفهوم اشتراك گذاري ديگه از بين خواهد رفت!چطور؟
به اين صورت كه دو مفهوم نه چندان جديد اما گستردهتر يعني خصوصي و عمومي رواج پيدا خواهد كرد. يعني تموم فايلهاي من به گونهاي مديريت خواهند شد كه در web3 يا براي استفاده خودم يا افراد محدودي خواهد بود يا اينكه نه، براي عموم جهان قابل روئيت و استفاده هست.
مسئلهي سوم مسئلهي نرم افزارها هستش. نرم افزارهايي كه تحت وب بارگذاري ميشن و از اونها استفاده ميشه گستردهتر از ايني كه الان ميبينيم خواهد شد. به جرأت ميتونم بگم بيشتر نرمافزارهاي اينترنتي براي سرگرمي ساخته شدن! البته نه اونقدر سرگرمي ولي قابليت مانور چنداني رو ندارند. بيشتر نرمافزارهايي كه روي اينترنت قرار داده شدن(مثل فتوشاپ) براي انجام كارهاي محدودي هستش كه البته نرمافزار از روي يك نرمافزار دسكتاپ طراحي شده. يعني نرمافزار اول و اصلي براي دسكتاپ هستش. فكر ميكنم شركتهايي به وجود بيان كه نرمافزارهاشون فقط و فقط تحت وب اجرا بشن. با تمام امكانات. اينطوري مديريت بهتري هم براي نرمافزار و يوزرهاشون دارن.
وب 3 ما رو به اينترنت وابسته ميكنه. نه اين وابستگي كه الان من و شما براي استفاده از اون داريم. نه. منظور من اينه كه همه چي تحت وب خواهد شد. اگه بخوام كنسرت برم به جاي اينكه بخوام بليت بگيرم و توي اون جمعيت قرار بگيرم از منزلم يا از محل كارم(!) به موسيقي كه داره توي همون لحظه نواخته ميشه گوش بدم. توي اون جمعيت قرار بگيرم و بلند بلند داد بزنم (!) دادي كه همه ميشنون. البته هيچ وقت اون خاطره فراموش نخواهد شد چون فرياد من نوشته شده بود. حتي ميتونه صوتي باشه. محدوديتي نخواهد بود.

شايد خيلي اغراق باشه اما تا چند سال پيش ديدن و شنيدن صداي من جز براي افرادي كه كنار من بودن امكانپذير نبود. اگه توي اون زمان اين حرفها هم زده ميشد و پيشبيني شده بود توي فكر ما اينگونه بود كه اينها هيچ لذتي هم ندارند اما حالا ميبينيم ميليونها كاربر تصاويرشون رو توي يك فضايي مثل يوتوب قرار ميدن و از اينكه 1 ميليون بازديد از تصاويرشون داشتن لذت وصف نشدني ميبرن.
حالا كه خودم تصورش رو ميكنم ميبينم چنين چيزي امكان نداره! من دوس دارم با دوستام برم كنسرت و اونجا جار و جنجالي راه بندازم!(:دي) و اين برام خوشايندتره تا اينكه پشت كامپيوترم بشينم و آنلاين گوش بدم و ببينم! اما… اگه دوستام كنار من نبودن چي؟! اگه من دوست داشتم به يك كنسرت توي آمريكا و چند ثانيه بعد توي انگليس و چند دقيقه بعد توي ايران برم چي؟!
به نظر من تلويزيون ديگه معني نخواهد داشت. چون يك رسانهي يك طرفه هستش.
فكر ميكنم زيادي از مالتي مديا گفتم!
در ضمن… همهي اون چيزهايي رو كه بهش اشاره كردم كم و بيش همين الان وجود داره اما باز هم محدوديت درش هست و البته به اون گستردگي كه تصور ميكنم نيست پس هنوز به اون نقطه نرسيديم.
شما فكر ميكنيد آيندهي دنياي مجازي چطور خواهد بود؟!
Google Reader+ My Feed

اين را ميدانم كه اين مطلبم در وبلاگستان جايگاهي ندارد. چون همه آناني كه وبلاگستانياند(!) اول از همه به اينها آگاهند. پس حتماً نوشتهام را در فرومها خواهم فرستاد تا كسي براي فيد و فيد ريدر ديگر معني نداشته باشد و مبدل به يك مفهوم شود!
گوگل ريدر چيست؟
- <!–[endif]–>يك فيد خوان آنلاين.
(اصلاً فيد چيست؟!
با قرار دادن آدرس يك فيد در يك فيد خوان مي توان تمام سايت و وبلاگ را با برنامه (آنلاين يا آفلاين) ديد. يعني شما آدرس فيد من را وارد مثلاً گوگل ريدرتان ميكنيد و از آن پس مطالب نوشته شدهي من را از گوگلريدر دنبال ميكنيد. استفاده از فيد براي آنهايي ضروريست كه تعداد سايت و بلاگهايي كه دوست دارند(يا احتياج!) آنها را بخوانند زياد است. از به روز رساني هم كه ديگر مطلع خواهيد شد! . البته ديگه سيستم هيلترينگ هم نميتواند جلوي شما را بگيرد! اگر بلاگ يا سايتي را مي خوانيد كه هيلتر شده با فيد ريدر هيلتر رو دور خواهيد زد(واج آرايي با هـ و ي :دي))
مزيتهاي استفاده از گوگل ريدر
- گوگل شركتي است كه قدرت خود را به ما نشان داده پس پشتيباني عالي آن دليل اول من براي استفاده از آن است! استفاده از گوگل ريدر به نفع ماست. گوگل واقعاً رو به تعالي پيش ميرود! و كاربرانش را با خود!
- گوگل ريدر يك نرمافزار آنلاين است. پس هر زمان كه بتوانيد به اينترنت متصل شويد خواهيد تانست از فيد ريدر خود استفاده كنيد. محل كار يا خانه يا كافينت فرقي ندارد. احتياجي به نصب نرمافزار هم نداريد و خوانده شدههاي شما نيز قاطي نمي شود!(مشكل براي كساني كه از نرمافزارهاي فيد ريدر كه در كامپيوتر نصب ميشوند، استفاده ميكنند مثلاً خانه و محل كار!)
- قابليت اشتراك گذاري شما را به وب 2 نزديكتر خواهد كرد. ملموستر است اگر بگوييم ديگر احتياجي به آفلاين گذاشتن براي ديگران كه اين مطلب را بخوان(!) نيست.
- رابط كاربري خوبي دارد و نرمافزاري دوست داشتني ات!
- براي استفاده از آن فقط به يك اكانت احتياج داريد. اگر از Gmail استفاده ميكنيد همان نام كاربري و پاسوردش نام كاربري شما براي گوگل ريدر است. پس احتياجي به نام كاربري جديد، به خاطر سپاري آن و پاسوردش هم نيست!
- باز هم دليل ميخواهيد؟! :دي

براي اينكه درك بهتري از فيد (خوراك!)، فيد ريدر(خوراكخوان)، وب 2 و گوگل ريدر داشته باشيد ميتونيد به لينكهاي زير مراجعه كنيد. (البته اگر دوست داريد.)
وب 2.0(دانشنامه آزاد ويكي پديا)
فيد ريدرهاي خوب ديگري هم هستن كه توي بلاگ صبحونه معرفي كاملي از آنها نوشته شده و ميتوانيد خودتان دربارهي همهي آنها بخوانيد.
اين هم آدرس فيد بلاگم: one
اين هم فيد اشتراكي من در گوگلريدر: two
طريقهي استفاده را هم خواهم گفت. كار سادهاي است. فعلاً خودتان با آن ور برويد! :دي
اين ورودي صفحهي گوگل ريدر است.
www.google.com/reader
فكر كنم فهميديد چرا اين همه نوشتم! :دي.
پس فيدم رو به فيدريدرتون اضافه كنيد.
شروع خوبي بود.
همين…!








![بابا[ی] بزرگ بابا[ی] بزرگ](http://farm3.staticflickr.com/2598/4159033850_38c03c62f7_t.jpg)