استادهایم
استاده امروز گفت بچهها یه تمرین میخوام بدم بهتون هرچی بیشتر باشه بهتره. هر نفر حداقل سیصدتا ایمیل ولید ایرانی جمع کنین و بیارین. هر کس بیشتر …
همینطور داشت حرف میزد دستم رو بلند کردم و گفت:
بیشتر بیاره یه نمرهی فوقالعاده نسبت به بقیه بهش میدم. بله آقای میرزمانی؟
- استاد این کاری که میگین غیر قانونیه و خلاف قوانین پرایوسیه. نمیشه من جمع کنم یکسری ایمیل رو بدون اجازشون وردارم بیارم بدم به شما که.
نخیر. اصلاً هم خلاف پرایوسی نیس. اصن پرایوسی یعنی چی؟ همون خودت بگو
- خوب یعنی من اجازه ندارم حقوق شخصی یک نفر رو نادیده بگیرم و حریم شخصیش رو بشکنم!
اصلاً این کار شکستن حریم شخصی کسی نیست
- استاد ولی هست. تشکیل همچین دیتابیسایی که میگین غیرقانونیه. ایران اینطوری نیست؟ یکی از کارایی که اسپمرا انجام میدن تشکبل همچین دیتابیساییه. ببینین استاد من شمارهی شما رو و ایمیلتون رو دارم، میتونم اینو همینطوری به یه کس دیگهای بدم؟
استاد بعد مکس کوتاهی و یک نگاه عاقل اندر سفیهای باز شروع کرد به حرف زدن و توجیه میکرد کارش رو. تا جایی که قاطیپاتی کرده بود و وسط ارائه دوستان یهو ازم پرسید اصلاً شما سیستمعاملی رو که ازش استفاده میکنین بابتش پول دادین؟ ندادین. پس توقع نداشته باشین وقتی خودتون کپیرایت رو رعایت نمیکنین بقیه هم برای محصول شما رعایت کنن. بعد ما بهت زده بهشون گفتیم که استاد بحث سر پرایوسی بود ولی خوب حالا چون ما یک کار اشتباهی رو انجام میدیم کار اشتباه دیگمون هم توجیه میشه؟
و خلاصه این استاد ارجمند احتمالاً یا میندازتمون و یا بسیار نمرهی قابل توجهی رو ازمون کم خواهد کرد انشاالله.
پ.ن: خوب خرِ نفهم، لال شو بشین سر کلاس، خفهخون بگیر، هیچی نگو، به حرف استادم گوش بده. والله به خدا.
پ.ن2: میخوام سیصدتا ایمیل شرکتا (از این اینفو ات فلان) رو براش ببرم تا هم تمرینم رو انجام داده باشم و هم در جرم اسپمهای استادی شریک نشده باشم :ی
صبح بخیر
صب تا دیدمش بهش گفتم امروز خیلی سر حالیا
+ نه بابا
- نه خیلی واقعاً سر حالی
به نیم ساعت نکشید؛ رفتیم سر کلاس؛ کنار هم نشسته بودیم؛ دستشو گذاشته بود پشت صندلیم؛ یه سرفه کرد، تق شونَش در رفت.
تا ظهر تو بیمارستان بودیم براش بیچاره
اینقده چش آدم شور باشه خوب؟ :))
روزهای خستهی زمستانی
روزها میگذرند؛ اینگونه که روز تولد مادرم، کنار بستر بیماری پدرش، هیچ جشنی نگرفتیم.
گاله
آقا از این آدمای دهنلقی که دهنشون رو هیچ چفت و وصلی نمیتونه ببنده در حد رئیس جمهور محبوب و مردمیمون بدم میآد. اه
آخه دِ لامصب وقتی یکی باهات یه حرفی رو میزنه باید بفهمی که اونو با تو میزنه نه با اونی که تو میخوای بعدن باهاش حرف بزنی! بفهم جانم. :|
دردِ انتخاباتی
در واقع تنها دلیلم برای رأی دادن اینه که چهار ساله که یک جاییم بدجوری درد گرفته.
مشکلمم اینجاست که نمیدونم با رأی دادنم میکشن بیرون یا نه
وگرنه برام مسئله به کی رأی بدم نیست تقریباً
سیبترش
آقا ترشه؟
همینطور که داش برام میذاش تو پلاستیک گف: “آره دیگه!“
گفتم: ” نه منظورم اینه که ترشِ ترشه؟“
گفتش: “نه، اونقدم دیگه نه“
گفتم: “خوب ترشترششو ندارین یعنی؟”
گفتش: “همین خیلی ترشه“
هیچی دیگه کفم برید و زدم زیر خنده
پلاستیک رو از پیرمرد بانمک گرفتم و اومدم خونه.
.
ترشه فقط الان ;)








![بابا[ی] بزرگ بابا[ی] بزرگ](http://farm3.static.flickr.com/2598/4159033850_38c03c62f7_t.jpg)





2 دیدگاه