دردِ انتخاباتی
در واقع تنها دلیلم برای رأی دادن اینه که چهار ساله که یک جاییم بدجوری درد گرفته.
مشکلمم اینجاست که نمیدونم با رأی دادنم میکشن بیرون یا نه
وگرنه برام مسئله به کی رأی بدم نیست تقریباً
در واقع تنها دلیلم برای رأی دادن اینه که چهار ساله که یک جاییم بدجوری درد گرفته.
مشکلمم اینجاست که نمیدونم با رأی دادنم میکشن بیرون یا نه
وگرنه برام مسئله به کی رأی بدم نیست تقریباً
اما من اصلاً رأی نمیدم که ازش برای بالا بردن رأی دیگران یا بالا رفتن آمار کلی رأی دهندگان هم استفاده نشه
بازم میگم، اگه کسی بود که میتونستم حتی برای چهار دقیقه (و نه چهار سال) بهش اعتماد کنم، شاید برای بار دوم احساس مخملی شدن رو پشت گوشام حس می کردم و.. (توضیح اینکه بار اول سال 76 و با انتخاب خاتمی این احساس بهم دست داد!)
اما..
این تو بمیری از اون تو بمیریا نیست
هیچ دلیلی بر خلاف تو نمی بینم که رأی بدم گراشی
حتی اون درد چهار ساله رو هم اینقدر بی خیالم که نگرانشم نیستم
دعوتت میکنم به فکر کردنِ بیشتر
در آخر – به هر عملی که تو و خواننده های این مطلب انجام میدن، احترام میذارم و اصطلاحاتی رو که به کار بردم فقط مختص خودم اعلام می کنم
به امید سربلندی «ایران»
تو دیگه چقدر ساده ای…مگر رای بدی یا ندی در نتیجه تغییری ایجاد می شه؟ بجز اینکه علی شیره ای باد به غبغب بندازه که ببینید چطور ملت رای می دن ! البته شاید بدت نیاد احمق فرضت کنن ..