این دو سه روز
یه دور من میخوابم علیرضا بیداره؛ یه دور اون میخوابه من بیدارم. الان نوبت بیداری منه
درباره زمانبندی اینترنتگردی و خوشگذرونی دو نفره یکنفره بدون اعمال شاقه
پ.ن: بعد اگه اتفاقی دوتامون بیدار باشیم احتمالاً یا داریم حکم بازی میکنیم، یا سور!
خوب شد گلستانه تازه
احمدینژاد در برنامه تلویزیونی سهشنبه شب: ایران یه گلستانه وسط آتش
+ آقا عذر میخوام، بیادبیه، اینجام مث که رو یه خاری گیر کرده درد داره.
- اگه درست مینشستی رو خاره درد نداش الان از طبیعت اطرافت هم لذت میبردی. الانم همینی که هست!
ویندوز موبایل 7 در کنفرانس جهانی موبایل
در همین ماه قرار است در MWC مایکروسافت ویندوز موبایل سون را رونمایی کند. شایعات متعددی دنیا را از قابلیتهای این سیستمعامل فراگرفته است. از جمله خبرهایی که تقریباً تایید شده و مطمئنیم از صحتشان این است که این سیستمعامل بالاخره از 16 میلیون رنگ پشتیبانی میکند و همچنین تاچ خازنی و قابلیت چندلمسی بودن نیز در سیستمعامل گنجانده شده است. هستهی این سیستمعامل به طور کلی تغییر کرده و از نو بنا نهاده شده است و ارتقایی برای سریهای 5 تا 6.5 نیست و کاملاً متفاوت خواهد بود. که البته نگرانی از بابت قابل استفاده نبودن نرمافزارهای کنونی برای آن وجود دارد؛ ولی این خود نویدبخش است. زیرا توسعهدهندگانی که نرمافزارشان برای این سیستمعامل سالهاست بهروز رسانی آنچنانی نداشته باید به فکر روزآوری محصولاتشان باشند. اینکه در نسخهی 6.5 بیشتر برنامههای مخصوص 2003 به بالاتر تماماً اجرا میشد درواقع هم مزیت بود و هم ضعف. ضعفش نیز از این است که این قدمت باعث اختلالاتی میشد که به هنگ سیستم میانجامید. به هر حال خبر خوب این است که سیستمعامل 6.5 و 7 هر دو به طور رسمی با هم ارائه و توسط شرکتهای سازنده موبایل استفاده خواهند شد.
و اما شایعاتی که صحتش تایید نشده اما به نظر میآید همینگونه که حال میشنویم، خواهیم دید.
اسکرینهای دستگاههایی که از ویندوز موبایل 7 استفاده میکنند همه به یک اندازه خواهند بود. خبر بسیار خوبیست و امیدواریم همینگونه باشد. زیرا مشکل برنامهنویسان برای ارائه نسخههای مختلف سازگار با اسکرینهای متفاوت رفع خواهد شد. الجی آپولو اولین دستگاهی خواهد بود که از این سیستمعامل بهره خواهد برد. همچنین HTC HD2 نیز قابلیت ارتقا به 7 را داراست. پس استانداردها را میتوان از این دو نتیجه گرفت.
![]()
مسئلهی مهم بعدی ارائه دو نسخه متفاوت با اسمهای business و multimedia است. همیشه به قدرت ویندوز موبایل برای استفاده تجاری بالیدهام. اما قصیهی این مالتیمدیا چیست؟ اینگونه به نظر میرسد که بالاخره zune phone هم عرضه میشود! البته نه آنگونه که قبلاً تصور میکردیم. نسخهی multimedia از وینمو 7 دربرگیرنده نرمافزار زونی (zune) خواهد بود که تمام قابلیتهای خودش را با خود به همراه دارد. از جملهی آنها میتوان به سینک شدن با زونسافتور و استفاده از zune marketplace و zune social و… اشاره کرد. خبر بسیار لذتبخشیست! اینکه در نسخهی مالتیمدیا بتوان از نرمافزارهای مخصوص ZuneHD نیز بهره برد.
به هر حال بیصبرانه منتظر این کنفرانس هستم.
شما چه چیزهای دیگری از این محصول مایکروسافت شنیدهاید؟
اقتصاد اسلامی؟ چجوری؟
یک مسئلهای که آدم اگه بخواد بهش گیر بده تو این مملکت، اقتصادیه که در جریانه و به اسم اسلام هم خونده میشه.
البته شاید هم اقتصادیه که اسلام گفته و تو این مملکت در جریانه. نمیدونم!
کلاً مثلاً بنده هیچوقت خمس رو درک نمیکنم. یک نوع باج دادن اسلامی هست یا چی؟
مسئله دیگه زکاته. این زکات جداً چیز خوبیه. ولی اینطور که ازش متراوش میشه، زکات مالیاتیه بر مال بابای شهروند. درسته ایران مالیات زیاد توش وجود نداره ولی خوب چجوریه هم مالیات هست هم زکات؟!
مسئله دیگه که میشه بهش گیر داد این سپردهگذاریا در بانکای اسلامیه که همشونم از قانون خلاف ربا و اینجور چیزا تبعیت میکنن به قول خودشون. ولی خوب توی کجای اسلام اومده که وقتی شما توی یک تجارتی سرمایهگذاری میکنی فقط در سودش شریکی؟
دیگه الان حضور ذهن (!) ندارم بیشتر ولی زیاد هس همچین چیزایی.
کلاً هم ما بعد اینکه نظاممون عوض شد و شد جمهوری اسلامی تغییر چندانی در قوانین اقتصادیمون نداشتیم و در کل بیشتر تغییر اسم داشتیم فقط در واقع (یا لااقل من نمیدونم. لطف بفرمایین اگر بوده ذکر کنین.).
شیعه علی یا شیعه علیِ جمهوری اسلامی ایران
یک سوالی که هست اینه که مگه کشور ما اسلام و مذهب شیعه رو فقط مال خودش میدونه که هر دفعه توی اخباراش میآد یکسری تصاویر از کشورای دیگه نشون میده هی و میگه اونها هم توی مراسم فلان شرکت کردن و چی و چی. خوب کردن که کردن. به تو و ملت ایرانت چه؟! جز اخبارای مهمشم میگتشون! مملکت که نه، لجنزاره داریم؟!
قصههای شنیدنی یا دیدنی؟
بعد موندم تو کار گراشیا
یعنی اینهمه بدبختی سرشون اومده، زندگیشون به فاک فنا رفته، هنو سنگ دولت احمدینژاد رو به سینه میزنن!
بعد همشونم میدونن همچین کلاهبرداری الکی الکی توسط یه نفر نمیتونه پایهریزی شده باشه و دست دولتمردان (حالا مستقیم یا غیرمستقیم) تو کاره. اینم میدونن از چه دولتی شروع شدا.
حالا شما بیا هی قصه بگو چی شد و چی میشه. خوب اینی که من دیدم و خیلیا احساس کردن که قاطی قصههاتون نیس. چجوریه نوبت ما میرسه اینا رو استثنا میکنین؟ سواله واقعنآ
استادهایم
استاده امروز گفت بچهها یه تمرین میخوام بدم بهتون هرچی بیشتر باشه بهتره. هر نفر حداقل سیصدتا ایمیل ولید ایرانی جمع کنین و بیارین. هر کس بیشتر …
همینطور داشت حرف میزد دستم رو بلند کردم و گفت:
بیشتر بیاره یه نمرهی فوقالعاده نسبت به بقیه بهش میدم. بله آقای میرزمانی؟
- استاد این کاری که میگین غیر قانونیه و خلاف قوانین پرایوسیه. نمیشه من جمع کنم یکسری ایمیل رو بدون اجازشون وردارم بیارم بدم به شما که.
نخیر. اصلاً هم خلاف پرایوسی نیس. اصن پرایوسی یعنی چی؟ همون خودت بگو
- خوب یعنی من اجازه ندارم حقوق شخصی یک نفر رو نادیده بگیرم و حریم شخصیش رو بشکنم!
اصلاً این کار شکستن حریم شخصی کسی نیست
- استاد ولی هست. تشکیل همچین دیتابیسایی که میگین غیرقانونیه. ایران اینطوری نیست؟ یکی از کارایی که اسپمرا انجام میدن تشکبل همچین دیتابیساییه. ببینین استاد من شمارهی شما رو و ایمیلتون رو دارم، میتونم اینو همینطوری به یه کس دیگهای بدم؟
استاد بعد مکس کوتاهی و یک نگاه عاقل اندر سفیهای باز شروع کرد به حرف زدن و توجیه میکرد کارش رو. تا جایی که قاطیپاتی کرده بود و وسط ارائه دوستان یهو ازم پرسید اصلاً شما سیستمعاملی رو که ازش استفاده میکنین بابتش پول دادین؟ ندادین. پس توقع نداشته باشین وقتی خودتون کپیرایت رو رعایت نمیکنین بقیه هم برای محصول شما رعایت کنن. بعد ما بهت زده بهشون گفتیم که استاد بحث سر پرایوسی بود ولی خوب حالا چون ما یک کار اشتباهی رو انجام میدیم کار اشتباه دیگمون هم توجیه میشه؟
و خلاصه این استاد ارجمند احتمالاً یا میندازتمون و یا بسیار نمرهی قابل توجهی رو ازمون کم خواهد کرد انشاالله.
پ.ن: خوب خرِ نفهم، لال شو بشین سر کلاس، خفهخون بگیر، هیچی نگو، به حرف استادم گوش بده. والله به خدا.
پ.ن2: میخوام سیصدتا ایمیل شرکتا (از این اینفو ات فلان) رو براش ببرم تا هم تمرینم رو انجام داده باشم و هم در جرم اسپمهای استادی شریک نشده باشم :ی
صبح بخیر
صب تا دیدمش بهش گفتم امروز خیلی سر حالیا
+ نه بابا
- نه خیلی واقعاً سر حالی
به نیم ساعت نکشید؛ رفتیم سر کلاس؛ کنار هم نشسته بودیم؛ دستشو گذاشته بود پشت صندلیم؛ یه سرفه کرد، تق شونَش در رفت.
تا ظهر تو بیمارستان بودیم براش بیچاره
اینقده چش آدم شور باشه خوب؟ :))




![بابا[ی] بزرگ بابا[ی] بزرگ](http://farm3.static.flickr.com/2598/4159033850_38c03c62f7_t.jpg)




دیدگاه یک